خرید بک لینک

هنوز هم یه سکوت و آرامشی اینجا هست...

برچسب: نویسنده: هستی امینی تاريخ: سه شنبه 14 تير 1401 ساعت: 4:56

«آه بچه ها ، اگر می دانستید
تاریکی و سردی روزهایی که در راهند.
چه دردناک است راه رفتن میان انسان ها
که تظاهر می کنند که هنوز وجود دارند.»

شعری از «الکساندر بلوک» شاعر روس

برچسب: نویسنده: هستی امینی تاريخ: سه شنبه 3 بهمن 1396 ساعت: 0:05

زمان ، مسئله این است. هیچ چیزی به اندازه زمان قادر نیست آدم رو از پا دربیاره، اونقدر سریع که اجازه نمیده حتا بهش فکر کنی؛ به قول شکسپیر: «زمانه انتقامش رو میگیره» بدون اینکه بخوای از خودت دفاع کنی. زمان به سرعت میگذره و گاهی در اون هر تصویری داغون میشه... سال 1384 برای اولین بار در سیستم بلاگفا وبلاگی راه اندازی شد به اسم «بی خوابی» که عنوانش را از فیلم «کریستفر نولان» گرفتم با بازی آل پاچینو و راادامه مطلب

برچسب: رویای,خوابی, نویسنده: هستی امینی تاريخ: يکشنبه 2 مهر 1396 ساعت: 3:27

ای تاریخ ، ما را به یاد داشته باش

این دردهای درونِ قلب ما بود که برای هر گیاه ناچیز و انسانِ بومی می گرفت...

«هوشنگ بادیه نشین»

برچسب: دردهای, نویسنده: هستی امینی تاريخ: يکشنبه 2 مهر 1396 ساعت: 3:27

اینجا شبیه یه مکان دوراُفتاده ست، جایی در دل ناکجاآباد. وقتی میخوام یه چیزی بنویسم حس میکنم این دیگه آخرین نوشته ست! شبیه یه آخرین نامه؛ جایی مثل اون روزها نیست،اون روزها عالی بود؛ مثل یه قطار رویایی با مسافرهای زیاد و من... حالا، اینجا من از قطار پیاده شدم... تنها ... الان، باید یه قطار بسازم؟

برچسب: مکانی,دوراُفتاده, نویسنده: هستی امینی تاريخ: يکشنبه 2 مهر 1396 ساعت: 3:27

سینما، خاطره است. عشق است، واسطه گری ناب و بی پایان است میان ما و زندگی. سینما، رویاست؛ شمایلی ست از زیبایی، معصومیت، اندوه، شگفتی ، سادگی و احساس؛ احساسی عظیم و بی انتها.

روز سینما مبارک

تصویر: گرتا گاربو در نمای معروفی از فیلم «ملکه کریستینا»

برچسب: سینما, نویسنده: هستی امینی تاريخ: يکشنبه 2 مهر 1396 ساعت: 3:27

مرگ: خود را ارزان مگیر؛ در خورد من توئی! فردوسی: چه سود کرده ای از مرگ دقیقه ای ای مرگ؟ نه! صدها داستان است که هنوز نسروده ام. صدها دستینه است که هنوز به دستم نرسیده. جانم از زخم ها پُر است؛ به جادوی این سرود زخم های خود را می بندم. امروزم دستینه ای رسید - خدایا - داستانی که هرگز نشنیده بودم. باید باز گردم و در آنچه سالیان پیش سروده ام بازبنگرم و بسیار دیگرگون کنم.مرگ: تو می دانی کمال را پایانی نیادامه مطلب

برچسب: فردوسی, نویسنده: هستی امینی تاريخ: يکشنبه 2 مهر 1396 ساعت: 3:27

زندگی افت و خیزهایی دارد که آدم هر قدر هم از سنش گذشته باشد فراموش نمی کند. در زندگیِ آدم گاهی جویِ آب یا گودالی سر باز می کند؛ آدم که هنوز عقل رس نشده کنده ای می یابد و قدم بر آن می گذارد و از وسط جوی آب یا گدال گز می کند و رد می شود. بعد، سی و پنج یا چهل سالش که شد افتان و خیزان و لنگان لنگان برمی گردد و می بیند که از کنده خبری نیست، شاید هم اصلا یادش نباشد که روزی روزگاری از این سر جوی آب تا سرادامه مطلب

برچسب: احوالات, نویسنده: هستی امینی تاريخ: يکشنبه 2 مهر 1396 ساعت: 3:27

صفحه بندی